بیان گشنگی 0

بیان گشنگی

    بیان گشنگی گشنم. گرسنم. از گشنگی مردم. دارم از گشنگی میمرم. دلم ضعف رفت. روده کوچیکم، روده بزرگمو خورد. از گشنگی دارم میلرزم. قندم افتاد. از گشنگی قندم افتاد. اینقدر گشنمه که... ادامه