بیان گشنگی

 

 

بیان گشنگی
گشنم.
گرسنم.
از گشنگی مردم.
دارم از گشنگی میمرم.
دلم ضعف رفت.
روده کوچیکم، روده بزرگمو خورد.
از گشنگی دارم میلرزم.
قندم افتاد.
از گشنگی قندم افتاد.
اینقدر گشنمه که میتونم یه گاو رو درسته بخورم.
اینقدر گشنمه که میتونم همشو بخورم.
گشنمه.صبحونه حاضره؟
گشنمه. ناهارحاضره؟
گشنمه. شام حاضره؟
گشنمه. غذاحاضره؟

پیشنهادهای دیگر …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *