وقتی شخصی گرفتار مشکل می شود

 

–    وقتی شخصی گرفتار مشکل می شود
چه اتفاق بدی براش افتاده.
اوضاش وخیم.
یهویی برشکسته شد.
یه قرون پولم نداره تا زندگیش بچرخونه.
تو زندگیش شکست سختی خورده.
بازی رو باخته.
بد باخت تموم زندگیش.
یکدفعه ای تو زندگیش ورق برگشت.
طفلی خانوادش تازه از دست داده.
دارن از هم طلاق می گیرن.
فلانی یتیم شده.
مریضی  سختی گرفته.
مرضش صعب العلاج.
خیلی بد آورده تو زندگیش.
اوضاش بر وفق مراد نیست.
همه زندگیش راحت باخت.
دنیایش زیر و رو شد.
زندگیش با این حادثه زیر و رو شد.
انگار به ته خط رسیده.
ته خط که می گن همین.
دنیاش دیگه به آخر رسیده.
ایندفعه دیگه نمی تونه از زمین بلند شه.
کمرش بد جور زیر بار مشکلات خم شد.
کمرش بد جورزیر بار مشکلات شکست.
دوباره باید از اول شروع کنه.
شروع دوباره براش ممکن نیس.
باید از نو بسازه.
باید از نو شروع کنه.
کاشکی همه چی مث روز اول بشه.
خیلی سختی داره می کشه.
دیگه همه چی براش تموم شده.
باز باید ریسک کنه.
زندگی با هاش سر سازش نداره.
همه چی جلو چشماش تیره وتاره.
انگاردنیا براش متوقف شده.
ناراحت نباش خدا بزرگه.
ایشاالله مشکلت حل شه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *