فضولی (از شخصی بخواهید تا به کار شما دخالت نکند.)

 

فضولی (از شخصی بخواهید تا به کار شما دخالت نکند.)
سرتو تو هر سوراخی نکن.
سرت به کار خودت باشه.
لطفا سرت به کار خودت باشه.
به تو مربوط نیست.
به توچه.
به توچه؟
مگه فضولی؟
فضولی؟
ربطی داره؟
به تو ربط داره؟
ربطی نداره.
به تو ربطی نداره.
به تو مربوط نیست.
به تو ارتباطی نداره.
تو هر چیزی میخوای فضولی کنی؟
سرتو تو هر سوراخی می کنی؟
فضولو بردن جهنم گفت هیزمش تر.
کار خودتو بکن.
فضولی کار درستی نیستا، نکن.
فضولی موقوف.
آن وقت این وسط شما چه کاره ایی؟
کسی از تو پرسید؟
کسی از تو نظر خواست؟
شما کی باشید؟
سر پیازی یا ته پیاز؟
پاتو تو کفش خودت بزار.
پا تو کفش من نکن.
پا تو از گلیمت درازتر نکن.
شما دستت رو کلاه خودت باشه باد نبردش.
قد دهن خودت حرف بزن.
بهتره تو کار بزرگترها دخالت نکنی.
هنوز یاد نگرفتی تا ازت نپرسیدن نظر ندی؟
یه سخنم از مادر عروس!
مگه این مجلس بزرگتر نداره؟
اگه لالایی بلدی واسه خودت بخون.
شما که لالایی بلدی بپا خوابت نبره.
شما وکیلی؟
بر خرمگس معرکه لعنت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *