صحبت در مورد دلشوره و آگاهی قبلی

 

 
صحبت در مورد دلشوره و آگاهی قبلی
به دلم برات شده بود.
حدس می زدم.
گمون کردم.
گمون می کردم.
شستم خبردار شده بود.
بو برده بودم.
یه حسی داشتم.
حس می کردم قرار یه خبری بشه.
حس می کردم قرار یه اتفاقی بیوفته.
حدس می زدم قرار یه خبری بشه.
حدس می زدم قرار یه اتفاقی بیوفته.
به دلم برات شده بود قرار یه خبری بشه.
به دلم برات شده بود قرار یه اتفاقی بیوفته.
حس ششمم بهم می گفت که ….
حسم بهم میگه ….
طالعش اینطوری بود.
تو فالم خونده بودم.
تو طالعم نوشته بود ….
حس زنونم بهم میگه ….
به دلم افتاده بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *